شنبه، بهمن ۲۰، ۱۳۸۶

انتقال مجدد صباح نصری و هدایت غزالی به زندان اوین

دانشجویان کرد،صباح نصری و هدایت غزالی؛ در ادامه روند بازجویی ها برای با دوم به بازداشتگاه اوین منتقل شدند.

صباح نصری و هدایت غزالی دو دانشجوی کرد که از 7 ماه پیش در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برند همچنان در بلاتکلیفی به سر می برند. این دو دانشجوکه در ابتدای بازداشت و تحت شدید ترین فشارها در زندان سنندج به سر می بردند، در ادامه روند بازجویی ها به تهران منتقل گردیدند. این دو پس از 2ماه که در بند 209 زندان اوین تحت بازداشت قرار داشتند مجددا به زندان سنندج انتقال داده شدند. در حال حاضر این دو دانشجوی زندانی برای بار دوم به زندان اوین انتقال یافته اند.

شنیده ها حاکیست که انتقال مجدد صباح نصری و هدایت غرالی به زندان اوین بنا به اعلام عدم صلاحیت دادگاه سنندج در رسیدگی به پرونده آنان صورت گرفته است و پرونده مربوطه نیز به همراه دانشجویان در بند به تهران ارجاع داده شده است.

پیشتر اعلام شده بود که خانواده این دو دانشجو از طرف مقامات اداره اطلاعات سنندج به منظور عدم پیگیری وضعیت نامبردگان به شدت تحت فشار قرار گرفته و حتی در طول زمان بازداشت خبر خود کشی هر دو دانشجو را در بازداشتگاه به اطلاع پدر صباح نصری اطلاع داده بودند!

صباح نصری دانشجوی دوره ی کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسسی دانشگاه تهران و مدیر مسئول نشریه دانشجویی "روژامه" می باشد و هدایت غزالی دانشجوی کارشناسی رشته روانشناسی دانشگاه طباطبائی تهران و از اعضای هیات تحریریه این نشریه می باشد. هر دو دانشجو در اعتراض به بد رفتاری بازجویان و بلا تکلیفی خود به مدت 2 هفته دست به اعتصاب غذا زده بودند.

بازداشت این دو دانشجو همواره مورد اعتراض شدید دانشجویان کرد بوده است به طوری که در مراسم بزرگ 16 آذر امسال، دانشجویان کرد به طور گسترده خواستار آزادی بدون قید و شرط آنها شده ، و مجامع بین المللی حقوق بشر را در ارتباط با وضعیت وخیم دانشجویان زندانی و دیگر زندانیان سیاسی در کردستان خطاب قرار دادند. همچنین اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کرد، به عنوان تنها تشکل سراسری دانشجویان کرد بارها و طی اعلامیه های جداگانه خواستار آزادی این دانشجویان شده بود.

Bookmark and Share

جمعه، بهمن ۱۹، ۱۳۸۶

پخش کلیپ آدم فروشی

وزارت اطلاعات، اخیرا اقدام به ساخت و پخش یک کلیپ آدم فروشی از شبکه کرد(شبکه محلی استان کردستان) نموده است.

در این کلیپ ابتدا با اشاره به طرح های بیگانه برای براندازی، از طریق ارتباط سیا و سرویس های جاسوسی با نویسندگان، دانشجویان، نخبگان و تشکل های غیردولتی؛ چگونگی آشنایی یک جوان را با تشکیلات به اصطلاح براندازی از طریق دلار و وعده اقامت در ایالات متحده نمایش و سپس خواهری را وادار می سازد که برای حفظ به اصطلاح مصالح نظام با113(شماره تلفن ستاد خبری اطلاعات) تماس بگیرد.

در ادامه این کلیپ این جوان بازداشت و پس از بازجویی و قول مساعد همکاری و کمک برای تخفیف مجازات از طریق قوه قضاییه، با جمله "ما امین اطلاعات شما هستیم" پایان می یابد.

ساخت این کلیپ اعتراضاتی را در میان فعالین مدنی کردستان ایجاد کرده است. به گفته یکی از روزنامه نگاران در سنندج که نخواست نامش فاش شود، این کلیپ کاملاً بیان کننده نوع دید حاکمیت و وزارت اطلاعات به فعالین مدنی در کردستان است و اینکه همه ی ما وابسته به بیگانگان هستیم و برای نظام تلاش می کنیم. این روزنامه نگار افزود: حاکمیت جمهوری اسلامی همواره دچار توهم توطئه بوده است و یکی از دلایل سرکوب فعالین مدنی در کردستان، همین توهم می باشد. فعال دانشجوی دیگری ار دانشگاه کردستان با اشاره به اینکه این کلیپ آموزش آدم فرشی است، گفت: این کلیپ یکی از شرم آورترین صحنه های ساخته شده توسط وزارت اطلاعات برای تحمیق مردم و تشویق آنها برای آدم فروشی است.

Bookmark and Share

شنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۸۶

ایران در گزارش سالیانه دیده بان حقوق بشر


.

گروه دیده بان حقوق بشر در گزارش سالیانه خود بخشی را به ایران اختصاص داده و در آن اعلام کرده که احترام به حقوق اولیه انسانی، بخصوص آزادی بیان و تجمع، طی یک سال گذشته در ایران به "وخامت" خود ادامه داده است.

در این گزارش آمده که دولت محمود احمدی نژاد در ایران همواره افراد را صرفاً به دلیل استفاده مسالمت آمیز از حقوق خود مبنی بر آزادی بیان و برپایی تشکلها بازداشت می کند و افراد بازداشت شده را اغلب مورد شکنجه و بدرفتاری قرار می دهد.

قوه قضائیه ایران نیز که تنها به رهبر این کشور، آیت الله خامنه ای پاسخگوست مسئول بسیاری از موارد جدی نقض حقوق بشر دانسته شده و در گزارش آمده که حکومت ایران به طور فزاینده ای از امنیت ملی به عنوان بهانه ای برای خاموش کردن بیان دگراندیشی و تقاضا برای اصلاحات استفاده می کند.

در این گزارش، زندانی کردن روزنامه نگاران و دبیران نشریات و سیاستهای حکومت ایران در کنترل نشریات و فضای دانشگاهها، سرکوب سازمانیافته آزادی بیان و اندیشه توصیف شده و آمده که معدود روزنامه های مستقلی که همچنان به کار خود در ایران ادامه می دهند، به طور شدیدی خودسانسوری می کنند.

آزادی بیان

طی دو سال اخیر در ایران، به کار برخی استادان دانشگاه در ایران از طریق عدم موافقت با ادامه کار آنان پس از بازنشستگی یا عدم تمدید قرارداد کاری آنها پایان داده شده که دیده بان حقوق بشر از آن با عنوان اخراج و بازنشستگی زودهنگام استادان دگراندیش یاد کرده و در ادامه گزارش سالیانه خود آورده است: "بسیاری از نویسندگان و روشنفکرانی که زندانی نشده اند، یا کشور را ترک یا از منتقد بودن صرفنظر کرده اند".

از جمله دیگر مواردی که دیده بان حقوق بشر به عنوان مصادیق نقض آزادی بیان طی یک سال گذشته در ایران برشمرده، عدم صدور جواز نشر برای برخی کتابهایی که قبلاً با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چاپ شده بودند و مسدود یا فیلترکردن وبسایتهای حاوی اخبار و تحلیلهای سیاسی است.

آزادی تجمعات

دیده بان حقوق بشر با اشاره به برخورد با معلمان معترض و همچنین فعالان دانشجویی و حقوق زنان در سال گذشته در گزارش خود نوشته که دولت محمود احمدی نژاد هیچ تساهلی در مقابل اعتراضات و تجمعات مسالمت آمیز از خود نشان نمی دهد.

حقوق بازداشت شدگان

بنابر این گزارش، تحت دولت احمدی نژاد رفتار با بازداشت شدگان وخیمتر شده، افرادی که به دلیل بیان مسالمت آمیز دیدگاههایشان زندانی شده اند مورد شکنجه و بدرفتاریهایی نظیر ضرب و شتم، محرومیت از خواب و حبس انفرادی طویل المدت قرار می گیرند و قضات نیز اغلب اعترافاتی را که با زور گرفته شده است، می پذیرند.

در این بخش از گزارش به طور مشخص به اظهارات خانواده های سه روزنامه نگار زندانی و همچنین پخش "اعترافات" هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش، دو پژوهشگر ایرانی اشاره شده است.

بسیاری از نویسندگان و روشنفکرانی که زندانی نشده اند، یا کشور را ترک یا از منتقد بودن صرفنظر کرده اند

گزارش دیده بان حقوق بشر

در عین حال، آن گونه که دیده بان حقوق بشر گزارش داده، عده ای هم در ایران از پیگرد قضائی و مجازات مصونند و بسته شدن رسانه های مستقل به ادامه این "فضای مصونیت از مجازات" کمک کرده است.

نمونه ای که دیده بان حقوق بشر برشمرده، سعید مرتضوی دادستان تهران است که به شهادت شماری از افرادی که به حکم او بازداشت شده اند در برخی از بدترین موارد نقض حقوق بشر شرکت داشته اما با اینکه شکایتهایی علیه او صورت گرفته، مورد پیگرد قانونی قرارنگرفته است.

فعالان حقوق بشر نیز در گزارش دیده بان حقوق بشر، در زمره قربانیان نقض حقوق بشر در ایران برشمرده شده و از زندانی شدن عمادالدین باقی، رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان به عنوان یکی از نمونه های بارز نقض حقوق بشر یاد شده است.

در گزارش دیده بان حقوق بشر آمده که حکومت ایران، تشکلهای غیردولتی را که مشوق حضور در جامعه مدنی اند و آگاهی از نقض حقوق بشر را ارتقا می بخشند، بسته است، نمونه این برخوردها نیز تعطیلی دفتر مؤسسه های "کنشگران داوطلب" "مؤسسه راهی" ذکر شده که مؤسسه راهی به منظور کمک حقوقی و اجتماعی به زنان قربانی خشونت تأسیس شده بود.

اعدام کمسالان

دیده بان حقوق بشر ایران را "سردمدار مجازات مرگ" برای افرادی دانسته که هنگام ارتکاب جرم کمتر از هیجده سال سن دارند و در گزارش خود نوشته که در حال حاضر حداقل هفتاد نوجوان مجرم در ایران در انتظار مجازات مرگند، این در حالی است که از چهار سال پیش به دستور رئیس قوه قضائیه، صدور حکم اعدام برای نوجوانان مجرم ممنوع شده اما دادگاهها همچنان به صدور چنین احکامی ادامه می دهند.

اقلیتها

بخشی از گزارش دیده بان حقوق بشر به تبعیض و در برخی موارد، آزار و اذیت اقلیتهای قومی و مذهبی در ایران اختصاص دارد.

در این گزارش در مورد فردی به نام نصرالله شنبه زهی که سال گذشته و به دنبال انفجار اتوبوس حامل اعضای سپاه پاسداران در استان سیستان و بلوچستان دستگیر، محاکمه و اعدام شد آمده که او به صورت عجولانه ای و بدون دسترسی به وکیل به دار آویخته شده است.

محاکمه عربهای ایرانی که به دنبال چند مورد بمبگذاری مرگبار در استان خوزستان محاکمه و اعدام شدند نیز مطابق با معیارهای عادلانه دانسته نشده و آمده که محاکم آنان به صورت غیرعلنی و در حالی صورت گرفته که متهمان از حقوق دادرسی مدنی محروم بوده اند.

در ادامه گزارش دیده بان حقوق بشر آمده که در استانهای آذربایجان و کردستان، حکومت فعالیتهای فرهنگی و سیاسی متمرکز بر هویت و زبانهای محلی را محدود می کند، دبیران روزنامه های کردی را تحت این عنوان که پوشش خبری آنها از وقایع کردستان عراق در جهت ترویج جدایی طلبی بین کردهای ایران است، مورد آزار و اذیت قرار می دهد و روزنامه های محلی استانهای آذربایجان شرقی و غربی که وقایع جمهوری آذربایجان را پوشش می دهند نیز مورد آزار و اذیت مسئولان قرار گرفته اند.

در مورد تبعیض مذهبی نیز دیده بان حقوق بشر تنها به بهائیان اشاره کرده که در قانون اساسی ایران به عنوان اقلیت مذهبی به رسمیت شناخته نمی شوند، در این گزارش به تبعیض علیه پیروان دیگر مذاهب اشاره ای نشده است.

دیده بان حقوق بشر در گزارش خود نوشته که حکومت کماکان به جامعه بهائیان ایران اجازه نمی دهد به طور علنی به عبادات و فعالیتهای دینی خود بپردازند و در سال گذشته مانع از دسترسی دست کم هشتصد دانش آموز بهائی به آزمون سراسری ورود به دانشگاهها شده است.

اخراج مهاجران افغان

بازگرداندن اجباری مهاجران غیرقانونی افغان به کشورشان نیز از نگاه دیده بان حقوق بشر، مصداق نقض حقوق بشر در ایران ارزیابی شده است.

داروی ایدز

نکته دیگری که در گزارش دیده بان حقوق بشر وجود دارد به داروی مقابله با بیماری ایدز برمی گردد که وزارت بهداشت از تولید آن در ایران خبر داده و اعلام کرده که این دارو از هفت گیاه ایرانی به دست آمده و به مدت بیش از پنج سال روی بیش از دویست نفر آزمایش شده است.

به گزارش دیده بان حقوق بشر، فعالان حقوق بشر و ایدز در ایران ابراز نگرانی کرده اند که در این آزمایشها از افراد آلوده به ایدز بدون جلب رضایت آنها استفاده شده و به بیماران به جای داروهای مؤثر، داروهای کاملاً بی اثر داده شده است.

مهمترین نکته در گزارش امسال دیده بان حقوق بشر، انتقاد از آمریکا و دولتهای اروپایی و متهم ساختن آنان به مسامحه کاری در برابر دولتهای ناقض حقوق بشر است.

دیده بان حقوق بشر در مورد ایران نیز اشاره کرده که نقض حقوق بشر در این کشور تحت الشعاع مناقشه اتمی قرارگرفته و حکومت ایران به فشارهای غرب برای رعایت حقوق بشر بی اعتنایی می کند.

همچنین در این گزارش آمده که حکومت ایران از برنامه ها و اعلام حمایتهای دولت آمریکا از هواداران دموکراسی و حقوق بشر در ایران، برای توجیه "سرکوب دگراندیشان" بهره برداری می کند.

Bookmark and Share

پنجشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۶

زامل باوی در زندان اهواز اعدام شد, استمداد فوری

زامل باوی در زندان اهواز اعدام شد, استمداد فوری سازمان حقوق بشر اهواز

خطر اعدام سه نفر دیگر را تهدید می کند

استمداد فوری سازمان حقوق بشر اهواز
خطاب به دبیـر کـل سـازمـان ملل متحـد، سازمـان‌های بین المللی حقـوق بشـر، جامعه بین المللی و نیروهای مترقی در داخل و در خارج ایران
اعدام زامل باوی امروز صبح در زندان کارون اهواز خطر اعدام برای سه نفر دیگر

علیرغم هشدار و استمداد فوری ما در دو هفته قبل، رژیم جمهوری اسلامی ساعت 4 صبح امروز آقای زامل باوی، 29 ساله ، متاًهل دارای یک فرزند، صاحب دکان لبنیات در اهواز را در زندان کارون اهواز بدار آویخت. جهار برادر دیگر زامل باوی هنوزدر زندان بسر میبرند. زامل باوی یکی از محبوبترین و معروفترین فعال حقوق بشری مردم عرب اهواز بود. زامل فرزند شیخ حاج سالم باوی، رهبر ایل و عشیره بسیار بزرگ باوی، از اشخاص خیر و از چهره های معروف مدنی اقلیم اهواز میباشد. بااینکه رژیم زامل باوی را به اتهام نگاهداری شیئی بصورت بمبی خانگی، خنثی و بدون چاشنی و بدون مواد منفجره متهم کرده است، همه کسانیکه زامل باوی را میشناسند معتقدند که ایشان از هر گونه خشونتی مبرا بوده است.

درست یکماه قبل در 30 ماه دسامبر 2007 رژیم جمهوری اسلامی ایران جهار نفر دیگر از فعالان سیاسی و حقوق بشری عرب اهوازی را اعدام کرد اسامی آنها بقرار زیر است:
1. احمد مرمزی 35 ساله سکان معشور (ماهشهر)، متاهل و دارای 2 فرزند
2. عبدالحسین حریبی، 34 ساله ، متاًهل دارای 4 فرزند، ساکن سربندر، نانوا
3. حسین عساکره، 33 ساله ساکن معشور (ماهشهر)، متاًهل دارای 2 فرزند
4. عبدالرضا سنواتی، 34 ساله ساکن اهواز ، متاهل دارای فرزند

بنا بر گزارشات خبرگزاریهای جهانی و سازمانهای حقوق بشر ایرانی و بین المللی و نیز خانواده های زندانیان سیاسی، افراد ذیل در ابران در خطر اعدام فوری میباشند:
1. سعید عوده صاکی- 35 ساله پناهنده سیاسی تحت نظارت سازمان ملل که قرار بود به نروژ اسکان داده شود ولی بوسیله دولت سوریه در تاریخ 16 ماه مه 2006 به ایران تحویل داده شد.
2. عبدالرسول علی مزرعه- 56 ساله متاًهل پناهنده سیاسی تحت نظارت سازمان ملل خانواده او بوسیله سازمان ملل از سوریه به نروژ اسکان ولی خود او بوسیله دولت سوریه در تاریخ 16 ماه مه 2006 به ایران تحویل داده شد.
3. فالح عبدالله المنصوری- 60 ساله متاهل پناهنده سیاسی سازمان ملل تبعه هلند، فعال و عضو سازمان عفو بین الملل در هلند.

سازمان عفو بین الملل نیز در مورد امکان اعدام این افراد اعلام نگرانی کرده است. بنا به گزارشات رسیده از خانواده این زندانیان سیاسی همگی آنها در زندان کارون اهواز نگاهداری شده و به سلول انفرادی برای مهیا شدن برای اعدام، منتقل شده اند.

روز یکشنبه 30 دسامبر (9 دی) ۱۳۸۶ تعداد وسیعی از نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در اهواز به اجتماعاتی در مساجد حی غزنوی و خاتم النبیاء که بمناسبت هفتمین روز شهادت مهدی حیدری در مناطق فقیرنشین شلینگ آباد (حی الثوره) و منطقه خشایار (حی بنی هاشم) برگزار شده بود هجوم برده و حداقل 200نفر را دستگیر نموده و آنها را با ماشین های نظامی و امنیتبی به نقطه نامعلومی بردند.
آقای حیدری هفته گذشته بطور نامعلومی کشته شده است (مردم اعتقاد دارند که رژیم در قتل او دست داشته).
خانواده های دستگیر شدگان اظهار میدارند علیرغم مراجعه به استانداری، وزارت اطلاعات و امنیت, سپاه و دیگر ادارات دولتی تاکنون نتوانسته اند هیچگونه خبر و یا اثری از آنها بدست آورند. این خانواده ها تا بامروز هر روز در جلو استانداری خوزستان جمع میشوند و تقاضای ملاقات با استاندار را دارند ولی ایشان تاکنون از ملاقات با خانواده دستگیر شدگان امتناع میکند.
حمله و دستگیری های فوق و نیز حمله سه ماه پیش در حمیدیه (30 کیلومتری شمالغرب اهواز) که پس از انجام نماز عید فطر و راه پیمائی مسالمت آمیز ساکنین منطقه، نیروهای امنیتی به راه پیمائی حمله کرده و تعدادی را مضروب و صدها نفر از ساکنان حمیدیه و اهواز را دستگیر کرده اند، بوضوح برای ایجاد رعب و وحشت مردم عرب انجام میگیرد. تاکنون از دستگیر شدگان هیچ گونه خبری در دست نیست.
اجساد حداقل 4 نفر از دستگیر شدگان حمیدیه بنامهای غیبان عبیداوی، علی چلداوی، طارق موسوی، علی عبیداوی را در حالیکه آثار شکنجه، از جمله بریدن انگشتان دست، و در یک مورد (غیبان عبیداوی) در آوردن چشمان از حدقه و دیگر آثار شکنجه رون بدن آنها مشاهده میشده است را در آبهای رود کارون پیدا کرده اند.

سازمان حقوق بشر اهواز در چند هفته گذشته با ارسال نامه هائی به رهبران جهان از جمله به آقای بان-کی-مون، دبیر کل سازمان ملل، به خانم لوئیس آربور، کمیسر عالی حقوق بشر، آقایان فیلیپ آلستون، لیگابوِ، کوتاری، مک دوگال، مانفرد نواک، مارتین شاینن، استاوهاگن، و خانم لیلی زروقی نمایندگان و متخصصان عالی سازمان ملل در امور قتل، شکنجه، اعدام، سکونت، دفاع از حقوق انسانی، آزادی اجتماعات و غیره و هم چنین با ارسال نا مه هائی به آقای هانس گوترنینگ رئیس پارلمان اتحادیه اروپا، سایروز ولسکی، رئیس کمیته خارجی پارلمان، خانم فلوتر رئیس کمیسیون حقوق بشر پارلمان اروپا، و خام انگلیکا بئر رئیس مناسیات و روابط اروپا با ایران، و نیز نامه هائی به عمر موسی دبیر کل اتحادیه عرب و آقای احسانوگلو رئیس کنفرانس اسلامی ارسال و کلیه موارد دستگیری، شکنجه و نقض حقوق بشر بوسیله جمهوری اسلامی را در این نامه ها متذکر شده است.
طبق گزارش سازمان عفو بین الملل و سازمان دیده بان حقوق بشر و دیگر سازمانهای بین المللی، محاکمات اخیر از نظر حقوقی دارای نقص های بسیار جدی بودند. سازمان عفو بین الملل بارها و نیز اخیراً آقای عمادالدین باقی مدافع معروف حقوق بشر و رئیس سازمان دفاع از زندانیان سیاسی که با پرونده این زندانیان از نزدیک آشنا میباشد، بارها نگرانی خود را از محاکمه آنان و وضعیت سیستم قضائی و دادرسی در ایران ابراز داشته و خود اخیراً بدلیل افشای "اسرار ملی" در مورد احتمال نفوذ و اغفال این جوانان به بمب گذاری بوسیله نیروهای امنیتی ایران، به زندان انداخته شده است.
سازمان ملل متحد و سازمان عفو بین الملل بارها به ایران یادآوری کرده اند که ایران امضا کننده عهدنامه جهانی حقوق مدنی و سیاسی می باشد. بند دوم از ماده ششم این عهدنامه اظهار می دارد: حکم اعدام تنها در مورد جرم های بسیار خطیر (مانند جنایت علیه بشریت) و در شرایطی که جرم در تطابق با قوانین بین المللی باشد، قابل اجرا است. این به این معنا است که دولت ایران برای هر جرمی نمی تواند حکم اعدام صادر کند و فراتر از تعریف قوانین بین المللی عمل نماید و تمام این فاکتورها در حین صدور حکم باید در نظر گرفته شود.
ما از کلیه آزادیخواهان و مدافعان حقوق بشر ایران و جهان تقاضا می کنیم، اعدام امروز آقای زامل باوی و دیگر اعدامهای اخیر را محکوم و نیز حملات و یورشهای جدید در اهواز، شکنجه و کشتن مردم عرب اهواز را مفتضح کرده و به سمع جهان برسانند و نیز برای جلوگیری ار اعدام آقایان صاکی، مزرعه و المنصوری و بطور کلی توقف کامل اعدام در ایران، فعالانه شرکت کنند- نیز از تمام آزادی خواهان جهان میخواهیم که با اعتراض و شرکت فعال و پشتیبانی از یورش دفاع از حقوق بشر در اهواز و در ایران با نوشتن نامه به مسئولان زیر انزجار خود را از این دستگیریها، کشتار و اعدام مردم بی دفاع عرب در ایران ابراز نمائید.

پیشینهء قضیه
همه دستگیر شدگان و محکوم شدگان فوق الذکر، به جامعه عرب اهواز تعلق دارند. 4 تا 5 ملیون عرب اهوازی که تحت فشار شدید به سر می برند، در جنوب غربی ایران در استان خوزستان (اقلیم اهواز)، سکونت دارند. اگر چه منطقه عرب های اهوازی، یکی از نفت خیزترین مناطق جهان است و تولید بیش از 90 درصد نفت ایران را تأمین می کند، جامعه أنان، از فقر شدید و درصد بالای بی سوادی و بیکاری رنج می برد. ملت عرب اهواز، در معرض سرکوب و تبعیض نژادی قرار دارد؛ زمین هایشان مصادره می شود و رژیم مهاجرت و استحاله اجباری را بر آنان تحمیل می کند.
ملت عرب در ایران، در طول تاریخ، به حاشیه رانده شده و مورد تبعیض قرار گرفته است. حکومت ایران همواره، جنبش اجتماعی و سیاسی ملت عرب در ایران را که برای بدست آوردن حقوق خود مبارزه می کند، به دخالت و تحریک کشورهای آمریکا و بریتانیا و اسراییل نسبت می دهد، تا بدین وسیله انکار ریشه های عمیق اجتماعی آنرا، توجیه کند. سیاست های پاک سازی نژادی، عرب ستزی و سرکوب عرب های اهواز، پس از انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری، شدت گرفته است.

درخواست ما
دبیـر کـل سـازمـان ملل متحـد، رهبـران جهـان، سازمـان‌های بین المللی حقـوق بشـر، سازمان‌های غیر‌ دولتی و رسانه‌های گروهی جهان: ما از شما درخواست می کنیم که اعدام زامل باوی و دیگر اعدامهای اخیر و هم جنین دستگیری های اخیر اهواز را محکوم و از حکومت جمهوری اسلامی خواسته شود دستگیر شدگان را بلافاصله آزاد کند و و نیز از رژیم بخواهید اعدام دیگر زندانیان را فوراً متوقف سازد. همچنین از دولت ایران بخواهید، که در مورد انجام محاکمات برطبق آیین دادرسی تضمین های لازم را بدهد و به تعهدات خود، به عهدنامه ها و قوانین و استانداردهای بین المللی، وفاداری کند، و با اقلیت های ملی و گروه ها و اقلیت های مذهبی؛ از جمله مردم بومی عرب اهواز، براساس حقوق مدنی و سیاسی بر خورد نماید.
اتهام همگی این افراد محارب ویا جنگ با خدا اعلام شده است که طبق قوانین ایران مجازات آن مرگ است. اتهامات دیگر شامل بی ثبات کردن کشور، نامیدن فرزندانشان بنامهای سنی، اقدام علیه امنیت ملی، نگاهداری بمب های خانگی، خرابکاری در خطوط نفتی و مشارکت در بمب گذاری های اهواز در سال 2005 می باشد. در حالیکه رژیم تاکنون مطلقاً هیچ گونه دلیل و مدرکی در اینمورد ارائه نداده است.
از تمام آزادی خواهان جهان میخواهیم که با به اعتراض و شرکت فعال در این یورش دفاع از حقوق بشر با نوشتن نامه به مسئولان زیر انزجار خود را از اعدام این زندانیان سیاسی و نیز برای توقف کامل اعدام در ایران، فعالانه شرکت کنند:

نامه های خود را به هر زبان به مسئولان و عنوانهای زیر بفرستید و نسخه ای از آنرا به سازمان حقوق بشر اهواز برای پی گیری، ارسال فرمائید:

آیت الله خامنه ای
APPEALS TO:
Leader of the Islamic Republic
His Excellency Ayatollah Sayed �Ali Khamenei
The Office of the Supreme Leader, Islamic Republic Street - Shahid Keshvar Doust Street
Tehran, Islamic Republic of Iran
Email:info@leader.ir

آیت الله شاهرودی
Head of the Judiciary
Ayatollah Mahmoud Hashemi Shahroudi
Ministry of Justice, Ministry of Justice Building, Panzdah-Khordad Square, Tehran, Islamic Republic of Iran
Fax: +98 21 3390 4986 (please keep trying)
Email: info@dadgostary-tehran.ir

خانم لوئیس آربور کمیسر عالی سازمان ملل
Ms. Luoise Arbour,
The Office of the United Nations High Commissioner for Human Rights
UNOG-OHCHR
1211 Geneva 10, Switzerland
Fax: +41 22 917 9022
tb-petitions@ohchr.org

پروفسور حکم الدین احسانوگلو ، دبیر کل سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی
Professor Ekmeleddin Ihsanoglu
Secretary General of the Organization of the Islamic Conference
PO Box: 178, Jeddah-21411,
Kingdom of Saudi Arabia
Tel:6900001, fax:2751953
cabinet@oic-oci.org

آقای هانس گرت پوترینگ، رئیس پارلمان اتحادیه اروپا
Mr. Hans-Gert Pttering
President of the European Parliament
Parlement europen
Bt. Paul-Henri Spaak
11B011
60, rue Wiertz / Wiertzstraat 60
B-1047 Bruxelles/Brussel
Tel. : +32 (0)2 28 45769
Fax : +32 (0)2 28 49769

آقای خاویار سولانا، مسئول اور بین المللی شورای اروپا
Mr. Javier Solana
High Representative for the Common Foreign and Security Policy,
Secretary-General of the Council of the European Union
Council of the European Union
Rue de la Loi, 175 B-1048 Bruxelles
Telephone (32-2) 281 61 11
Fax (32-2) 281 69 34

آقای خوزه مانیول دورائو باروسو، رئیس کمیسیون اروپا
Mr. Jos Manuel Duro Barroso
President of the European Commission
1049 Brusselsو Belgium
leonor.ribeiro-da-silva@ec.europa.eu

خانم دکتر کاندلیزا رلیس، وزیر خارجه آمریکا
Dr. Condoleezza Rice, U.S. Department of State
2201 C Street NW
Washington, DC 20520

آقای دورو کاسستیا ، رئیس شورای حقوق بشر سازمان ملل
Mr. Doru Costea
President of UNITED Nations Human Rights Council
Office of the United Nations
High Commissioner for Human Rights
UNOG-OHCHR
1211 Geneva 10, Switzerland
Bookmark and Share

چهارشنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۸۶

عبدالقادر بلوچ

سخنگوی قوه‌ی قضائیه فرموده‌اند ابراهیم لطف‌اللهی دانشجوی سنندجی خود را در سلول حلق آویز کرده. اگر یک لات بی سر و پا این حرف را می‌زد آدم باور نمی‌کرد. سخنگوی قوه‌ی قضائیه آنهم در یک حکومت اسلامی از من و شما که نترسد از خدا می‌ترسد. لابد این دانشجو خودش را حلق آویز کرده. از دانشجو جماعت هر چه بگویی بر می‌آید. مخصوصاً که کرد هم باشد.
احتمالاً داشته توی سلولش قدم می‌زده چشمش می‌افتد به یکی از این نردبانهای تاشو. آنرا وسط سلول باز می‌کند می‌رود بالا از وسط شال کردیش یک قلاب در می‌آورد آنرا پیچ می‌کند به سقف. بعد می‌آید پایین توی کمد سلول می‌گردد یک طناب ساخت ژاپن پیدا می‌کند. آنرا دور حلقه محکم می‌بندد. ار آنجا به بعد یک صندلی لازم بوده که توی سلول پیدا نمی‌کند. مجبور می‌شود مبل را بکشد آن وسط. یکی دو بار خودش را آویزان می‌کند ولی هر چه لگد می‌زند مبل نمی‌افتد. می‌آید پایین. ربی یشرح لی صدری را می‌خواند. کمی قدم می‌زند و بعد خنده‌اش می‌گیرد. مبل را می‌گذارد سر جایش همان نردبان را می‌آورد. یک لگد که می‌زند نردبان آلمینیومی گرمبی می‌افتد زمین. مسئولین و نگهبانان فکر می‌کنند زلزله شده. مشغول خواندن نماز خوف می‌شوند. یکی از آنها همینطوری از روی عطوفت اسلامی می‌گوید بروم ببینم این بنده خدا نماز خوفش را خوانده یا نه، که می‌بیند کار از خوف گذشته.
با اینکه همه‌ی اینها منطقی به نظر می‌رسد اما لعنت به این شیطان. وسوسه می‌کند که آدم بپرسد خوب قوه‌‌ی قضائیه که مرده شور و گور کن نیست چرا جسد را به خانواده‌ی مرحوم نداده و خودشان شبانه دفنش کرده‌اند؟
Bookmark and Share

BBCPersian.com

قوه قضائیه: دانشجوی سنندجی خود را حلق آویز کرد
ابراهیم لطف اللهی

سخنگوی قوه قضائیه ایران علت مرگ یک دانشجوی سنندجی در بازداشتگاه اداره اطلاعات استان کردستان را خودکشی اعلام کرده و گفته که وی خود را در سلول حلق آویز کرده است.

ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی سال چهارم رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج روز یکشنبه ششم ژانویه (شانزدهم دی) به دستور شعبه سوم بازپرسی دادسرای انقلاب سنندج پس ازخروج از جلسه امتحان به دست مأموران اطلاعاتی بازداشت و نه روز بعد، مرگ وی در بازداشتگاه به خانواده اش اطلاع داده شد.

خانواده آقای لطف اللهی در آن زمان گفتند که مسئولان اطلاعاتی سنندج، علت مرگ او را خودکشی اعلام کرده اند و اکنون سخنگوی قوه قضائیه رسماً این موضوع را به رسانه ها اعلام کرده است.

اما خانواده لطف اللهی خودکشی فرزندشان را در بازداشتگاه قبول ندارند و با تسلیم دادخواستی به دادسرای سنندج، خواهان نبش قبر ابراهیم لطف اللهی و بررسی دلیل مرگ او و مجازات مقصران احتمالی شده اند.

به گفته خانواده لطف اللهی، به آنان اجازه دسترسی به فرزندشان داده نشده و ابراهیم لطف اللهی را مأموران اطلاعاتی شبانه و بدون اطلاع آنان به خاک سپرده و سپس مسئولان گورستان محل دفن وی را به آنان نشان داده اند.

محمدصالح نیکبخت، وکیل خانواده لطف اللهی نیز می گوید در سنندج سابقه ندارد جسد فردی که در زندان درگذشته به خانواده اش تحویل داده نشود و اگر ابراهیم لطف اللهی واقعاً خودکشی کرده بود مسئولان می توانستند با نشان دادن آثار خودکشی در جسد وی و تحویل دادن جسد به پزشک قانونی برای بررسی موضوع، خانواده اش را متقاعد کنند.

سخنگوی قوه قضائیه گفته که علت مرگ ابراهیم لطف اللهی در دست بررسی است و صدور اجازه نبش قبر وی بستگی به دستور قاضی دارد.

علت بازداشت ابراهیم لطف اللهی اعلام نشده و محمدصالح نیکبخت، وکیل خانواده لطف اللهی می گوید وی عضو هیچ گروه سیاسی نبوده است.

وزارت خارجه آمریکا و نهادهای مدافع حقوق بشر در داخل و خارج ایران از مرگ ابراهیم لطف اللهی در بازداشتگاه ابراز نگرانی عمیق کرده و از حکومت ایران خواسته اند تحقیقات کاملی در این زمینه انجام دهد.

مرگ ابراهیم لطف اللهی، سومین مرگ پرسش برانگیزی است که در چند سال اخیر در بازداشتگاههای ایران رخ می دهد.

چند ماه پیش از وی، مرگ زهرا بنی یعقوب، پزشک جوانی که در بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان جان باخت، خودکشی اعلام شد اما برانگیخته شدن اعتراضات و پیگیری خانواده او باعث شد که پرونده ای برای بررسی قضیه در مراجع قضائی تشکیل شود.

پرونده مشابه دیگری نیز در مورد مرگ زهرا کاظمی، خبرنگار عکاس که بیش از چهار سال پیش، هنگام بازداشت در زندان اوین به طرز مشکوکی درگذشت، همچنان در محاکم تهران جریان دارد.

Bookmark and Share

دوشنبه، بهمن ۰۸، ۱۳۸۶

دانشجویان را شکنجه می کنند تا اعتراف بگیرند

پیمان پیران بشدت وضع جسمی بدی دارد، پایش را شکسته اند، سعید حبیبی هنوز در تک سلولی و زیر شدیدترین شکنجه ها است، بهروز کریمی زاده زخم های متعددی بر بدن دارد. وضع جسمی بسیاری از زندانیان چنان وخیم است که بارها به بیمارستان منتقل شده اند ...

يکشنبه ۷ بهمن ۱٣٨۶ - ۲۷ ژانويه ۲۰۰٨

سایت آزادی و برابری: طبق اخبار ی که به دست ما رسیده است٠ رفقای زندانی بشدت زیر فشار بوده و هستند، شکنجه های جسمی شدید برای گرفتن به اصطلاح اعتراف از دانشجویان زندانی بشدت در جریان است. مامورین زندان، بازجو ها در تلاشند که تحت فشار رفقای زندانی را به قبول هر آنچه که خودشان میخواهند وادار کنند. پیمان پیران بشدت وضع جسمی بدی دارد، پایش را شکسته اند، سعید حبیبی هنوز در تک سلولی و زیر شدیدترین شکنجه ها است، بهروز کریمی زاده زخم های متعددی بر بدن دارد. وضع جسمی بسیاری از زندانیان چنان وخیم است که بارها به بیمارستان منتقل شده ا ند. رفقای جدیدی که باز داشت شده اند، امین قضایی، سروش دشتستانی، بیژن صباغ و دیگران زیر شکنجه و فشار رژیم هستند.

همه این ها در حالی است که روزانه ماموران امنیتی حکومت در تماس با خانواده های یاران زندانی، آن ها را تهدید میکنند. مستقیما با کمیته پی جویی تماس گرفته شده است و اخطار داده اند که اگر انعکاس اخبار را متوفق نکنند، سراغ آن ها هم میایند!
همه این ها به ما فقط ترس رژیم را نشان میدهد. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب چیزی جز خواست مردم را اعلام نکرده اند. این پرچمی بود که ما به همراه همه یاران زندانی برافراشتیم، هیچ فشاری چه در داخل زندان و چه بیرون آن، دیگر جلوی ما را نخواهد گرفت. تظاهرات دیروز در کوی داانشگاه تنها یک نمونه از آن است. حکومت تلاش دارد تا با سرکوب شدید ما جا را برای بازی یاران خود در دانشگاه باز نگه دارد. کور خوانده اند! یارانشان قبلا برای ما و همه دانشجویان امتحان پس داده اند!
هر به اصطلاح اعترافی که رژیم با شکستن دست و پای رفقای ما در زندان به آن ها تحمیل کند، هر زخمی که بر پیکر یاران ما برای قبول باصطلاح جرمی واردشود، تنها عزیزی و عشق ما و دانشجویان را به زندانیان بیشتر میکند. اعتراف به آن چیزی که خود حکومت مایل به شنیدن آن است با شکستن دست و پا و شکنجه، تنها پوچی منطق آنها برای مبارزه با ما را نشان میدهد!
راه دیگری نیست! یا باید دامنه اعتراض و وجود دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب را گسترش داد، یا اینکه خفه شد و به امتحان پس داده های منقدین نیم بند حکومت قناعت کرد! ما مدتهاست که راه اول را انتخاب کرده ایم!

Bookmark and Share

فرزاد قبادی، ناراضی سیاسی تحت شکنجه به قتل رسید

یک ناراضی سیاسی دیگر تحت شکنجه به قتل رسید

07.11.86

در تاریخ 14/10/86 نیروهای امنیتی در نیمه شب با یورش به منزل "احمد جواهری" از فعالین مدنی ، وی را به همراه یک فعال سیاسی "فرزاد قبادی" برادر همسرش که از اعضای حزب حیات آزاد کردستان و در زمان مذکور متواری بوده است ، بدون درگیری مسلحانه بازداشت و به همراه خود به اداره اطلاعات کرمانشاه منتقل مینمایند . سپس در ساعت 8 صبح همان روز با مراجعه مجدد "فاطمه جواهری" دانشجوی پزشکی دانشگاه کرمانشاه و فرزند احمد جواهری را بازداشت و به همراه "چیا جواهری" کودک 2 ساله خانواده به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه منتقل مینمایند و همچنین "رابعه قبادی " خواهر فرزاد قبادی را نیز در خارج از منزل بازداشت مینمایند.

در تاریخ 15/10/86 فرزاد قبادی در اداره اطلاعات کرمانشاه تحت شکنجه و علیرغم اینکه در زمان بازداشت دارای وضعیت جسمی مناسبی بوده است به قتل میرسد ، بر روی بدن نامبرده علیرغم شکستگی سر و دست ، محل اصابت چندین گلوله نیز مشهود بوده است . پس از قتل این فعال سیاسی و در جهت ایجاد رعب و وحشت و جلوگیری از بازتابها و انتشار خبر مذکور ، در تاریخ 16/10/86 نیروهای امنیتی اقدام به بازداشت "عطا قبادی" داماد بزرگ خانواده می نماید . در تاریخ 19/10/86 نیروهای امنیتی اقدام به بازداشت "فاروغ قبادی" برادر فرزاد قبادی می نمایند. و در نیمه شب همان روز نیز عطا قبادی برادر بزرگتر مقتول (فرزاد قبادی) را بازداشت مینمایند

در زمان شکنجه این افراد در اداره اطلاعات ، نیروهای امنیتی جسد فرزاد قبادی را برای هرچه بیشتر هراسناک نمودن این افراد به روئیت آنان میرسانند . همینطور از دیگر افرادی که مجبور به روئیت جسد شکنجه شده فرزاد قبادی شدند میتوان به فاطمه جواهری و رابعه قبادی اشاره نمود که بالاخص رابعه قبادی خواهر وی در حال حاضر به شدت دچار بیماری روانی گشته است و تمرکز و حافظه خود را از دست داده است. گزارش گردیده است که خواهر فرزاد مدعی بوده است که برادرش را در مقابل چشمانش تیرباران نموده اند.

در زمان حمله نیروهای امنیتی به منزل احمد جواهری ، نوجوان 12 ساله این خانواده "کاوه جواهری" نیز بخاطر وحشت و هراس از خانه فرار نموده و تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت وی در دست نمیباشد .

در تاریخ 1/11/86 وزارت اطلاعات اقدام به دستگیری فعال حقوق بشر خالد قبادی که به تازگی پس از تحمل 8 ماه زندان آزاد گردیده بود نمود و در آخرین اقدام ، نیروهای اطلاعاتی روز گذشته 6/11/86 به منزل دایی فرزاد قبادی به نام "خالد عامری" یورش برده و اقدام به دستگیری وی به همراه دختر وی "سروه عامری" دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه کرمانشاه مینمایند . سپس این افراد را نیز مجبور به روئیت جسد دفن نشده و شکنجه شده فرزاد قبادی مینمایند و سپس سروه قبادی را به سلول رابعه قبادی منتقل مینمایند که وضعیت شکنجه شده وی و از دست دادن تعادل روانی وی را مشاهده نماید.

این اقوام در روستای شاهینی از توابع شهرستان کامیاران اقامت دارند و در حال حاضر نیروهای امنیتی جو رعب و حشتی شدید را با حضور خود در این روستا حاکم نموده اند و زندگی عادی و روزمره را در این روستا از بین برده اند. همچنین وزارت اطلاعات از تحویل جسد فرزاد قبادی به خانوده وی خودداری مینماید و بدون وجود حکم قضائی کارگاه و فروشگاههای خالد قبادی و احمد جواهری را با وجود 31 کارگر تعطیل نموده است . احمد جواهری ، رابعه قبادی ، فاطمه جواهری و عطا قبادی در بازداتشگاه اداره اطلاعات کرمانشاه نگهداری میشوند و نه تنها دارای وضعیت جسمی نامساعد هستند ، بلکه به خاطر جبر به دیدن جسد شکنجه شده فرزاد قبادی در وضعیت نامساعد روانی بسر میبرند بالاخص خانم رابعه قبادی که مشاعر خود را نیز از دست داده است. کودک 2 ساله این خانواده بعلت ضرب و شتم و هراس ایجاد شده در وضعیت بد روحی و همچنین تلاشها برای یافتن کودک 12 ساله دیگر این خانواده نیز تا کنون نتیجه ای در برنداشته است .

این گزارش در حالی منتشر میگردد که زمان زیادی از قتل ابراهیم لطف الهی در اداره اطلاعات سنندج نمیگذرد و هنوز افکار عمومی کردستان متشنج گزارش گردیده است. این مجموعه خواهان یاری رسانیدن مدافعان حقوق انسانی و رسانه های عمومی فارغ از هر مرزبندی برای افشای این جنایت میباشد.
Bookmark and Share

BBCPersian.com

پانزده ماه حبس به خاطر اهانت به آتاتورک
مردم ترکیه
بر اساس قوانین ترکیه، هر گونه اهانت به آتاتورک غیر قانونی است
یک استاد دانشگاه ترکیه به دلیل انتقاد از آتاتورک، بنیانگذار ترکیه مدرن، به پانزده ماه حبس تعلیقی محکوم شده است.

آتیلا یایلا، استاد دانشگاه آنکارا که به اهانت به مصطفی کمال پاشا (آتاتورک)، بنیان گذار جمهوری ترکیه مدرن، متهم است، پیشتر گفته بود که جمهوری ترکیه در گذشته بر خلاف باور عموم، از لحاظ سیاسی یک جمهوری مترقی نبوده است.

وی این اظهارات را در سمیناری در سال 2006 که از سوی حزب حاکم عدالت و توسعه برگزار شد، بیان کرد.

وی همچنین گفته بود که بسیازی از اروپائیان از دیدن تصاویر آتاتورک، هفتاد سال پس از مرگش در ادارات و ساختمان های دولتی سردرگم خواهند شد.

آتیلا یایلا به جرم اهانت به آتاتورک از تدریس در دانشگاه آنکارا منع شده و بسیاری از رسانه های گروهی در ترکیه به شدت از وی انتقاد کرده اند.

بر اساس قوانین ترکیه، هر گونه اهانت به آتاتورک غیر قانونی است.

اما آقای یایلا که خود را لیبرال می داند، اتهام اهانت به آتاتورک را رد و بر آزادی آکادمیک خود تأکید کرده است. وی در دادگاه گفت که میراث آتاتورک و نه خود او را زیر سوال برده است.

دادستان در کیفرخواست خود خواستار در نظر گرفته شدن دست کم ۵ سال حبس برای آتیلا یایلا شده بود.

ناظران می گویند محاکمه این استاد دانشگاه نشان می دهد که آزادی های بیان و آکادمیک در ترکیه با محدودیت هایی جدی مواجه است.

ترکیه خواهان عضویت در اتحادیه اروپاست. این اتحادیه هم در برابر خواستار ایجاد تغییرات اساسی در نظام قضایی و سیاسی ترکیه است.

دولت ترکیه پیشتر اعلام کرده بود که یک قانون جنجالی مانع آزادی بیان که قانون (ماده ۳۰۱) نام دارد را اصلاح خواهد داد.

این قانون "توهین به هویت ترکی یا نهادهای این کشور" را منع می کند.

اما جناح های ملی گرا در ترکیه به شدت با اصلاح این قانون مخالفت کرده اند، هر چند که اتحادیه اروپا مدت هاست که برای لغو آن تلاش می کند.

Bookmark and Share

دانشجوی بازداشت شده در سنندج زیر شکنجه جان سپرد


شب گذشته ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی دانشگاه پیاه نور سنندج زیر شکنجه بازجویان اداره اطلاعات سنندج به قتل رسید.

نامبرده به دستور شعبه سوم بازپرسی سنندج، بعد از خروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه 16 دی ماه 1386 بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود.

خانواده وی روز چهارشنبه گذشته موفق به دیدار با وی شدند. اما از آن تاریخ به بعد علیرغم پیگیری ها و مراجعات مکرر خانواده او به نهادهای ذیربط از مکان نگهداری و دلیل بازداشت وی هیچ اطلاعی به خانواده اش داده نشده است.

طبق گزارشات رسیده مسئول بازجویی وی در اداره اطلاعات سنندج، شخصی است به نام "مهدی مولاولی" با نام مستعار "هاتفی". مولاولی جانشین رئیس اطلاعات سنندج و مسئول گزینش وزارت اطلاعات در استان کردستان می باشد.

صبح امروز با انتشار خبر کشته شدن این دانشجو در شهر سنندج و دانشگاه پیام نور، فضا به شدت متشنج شده و ماموران لباس شخصی در نقاط مختلف شهر سنندج به طرز گسترده ای پراکنده شدند.

Bookmark and Share

يار دبستانی در تمام امير آباد طنين انداز است

گزارش از حادثه کوی دانشگاه از وبلاگ پیمان عارف

بيشترين شعار امشب اين است : ‌دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد

يار دبستاني در تمام امير آباد طنين انداز است

تجمع شب سوم در ساعت 7:30 دقيقه بعد از ظهر از جلوي محوطه انبار و ساختمان 19 با حضور نزديك به 400 نفر از دانشجويان آغاز گشت . دانشجويان با جمع شدن در جلوي ساختمان 19 شروع به خواندن يار دبستاني كردند و سپس با ورود به ساختمان 19 به خواندن يار دبستاني و شعار دانشجوي باغيرت حمايت حمايت پرداختند . پس از خروج از ساختمان 19 جمعيت با گردش در ميان ساختمان هاي 21 و ديگر ساختمان ها و با خواندن سرود يار دبستاني و دانشجوي با غيرت به گرد آوري دانشجويان پرداختند . پس از گردش در محوطه ي كوي نزديك به 600 نفر از دانشجويان با ورود به خيابان پشت ساختمان 20 كوي به سمت درب پائين كوي كه معروف به درب بازارچه ، درب درمانگاه و درب فني است حركت كردند .

دليل اين نامگذاري بدين دليل است كه از كنار ساختمان 20 كه رد مي شوي به يك درب كوچك مي رسي كه در كنار ان كيوسك نگهباني است . بعد از عبور از ميان اين در وارد محوطه اي مي شوي كه در سمت راست ان درمانگاه است و در كنار ان بازارچه اي كوچك قرار دارد و سپس براي خارج شدن از كوي به درب بزرگتري مي رسي كه بعد از خروج از آن به جلوي درب اصلي دانشكده فني بالا مي رسي .

دانشجويان در ساعت 9:15 دقيقه به درب كوچك نگهباني مي رسند كه بسته است و با شكستن آن وارد محوطه بازارچه مي شوند . و پشت درب بزرگتر كه محل ورود به خيابان امير آباد است و دانشكده فني است و آن هم اينك بسته است تجمع مي كنند .

يك افسر نيروي انتظامي مي كوشد تا دانشجويان را به آرامش دعوت كند و از آنها مي خواهد كه به داخل اتاق هاي خود بازگردند . – گاهي با خودم فكر مي كنم كه كاش اين متصديان نظم در جامعه محض رضاي خدا حداقل يك كتاب روانشناسي توده هاي گوستاولوبون را بخوانند . افسر ظاهرا با اين كار خود دارد مهر و عطوفت خود را به رخ دانشجويان مكي كشد و مثلا مي خواهد با آنان اتمام حجت كتد ولي خيلي ساده است اين كار تنها انبوه خلق را آشفته تر مي سازد _ جواب دانشجويان مسلما بازگشت نخواهد بود آنان شعار مي دهند : مزدور برو گمشو و دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد . شعاري كه در اين شب به مطرح ترين شعار معترضين تبديل مي شود .

درگيري بين گارد ضد شورش كه تمام محوطه ي خيابان امير آباد از اتوبان جلال تا انتهاي خيابان 16 ( انتهاي دانشكده تربيت بدني و انتهاي كوي پسران پزشكي )‌ را پر كرده است و در كوچه ي پانزدهم هم مستقر شده است از اين لحظه شروع مي شود . گارد با رژه رفتن در جلوي دانشجويان معترض به قدرت نمايي براي آنان مي پردازد تا شايد در دل آنان ترس ايجاد كند غافل از اينكه با اين كار تنها دانشجويان معترض را جري تر مي كند . دانشجويان شروع به سنگ پراكني به سمت گارد مي كنند كه البته هيچ آسيبي هم به گارد تا دندان مسلح و آموزش ديده نمي زند چرا كه اين گارد از نعمتي برخوردار است كه دانشجويان فاقد آن هستند يعني سپر ولي در مقابل گارد ضد شورش هم هر از چندگاهي سنگ ها را به طرف دانشجويان بي سپر بر مي گرداند .

درب بزرگتر توسط دانشجويان باز مي شود . از اين لحظه دانشجويان در دودلي ورود به خيابان امير آباد و يا ماندن در كوي بسر مي برند ولي گارد هر از چند گاهي حمله اي را به سمت كوي تدارك مي بيند كه با عقب نشيني دانشجويان به جاي خود باز مي گردد ولي اين همه ي ماجرا نيست ...

در آرزوي ورود به كوي بعد از 8 سال

18 زخمي و حداقل 3 بازداشتي

در يكي از اين تعقيب و گريز ها به داخل كوي دانشجويان به دنبال گاردي كه در حال بازگشت به سر جاي خود است حركت مي كنند . غافل از اينكه گويي گارديان در انتظار اين لحظه هستند . ناگهان گارديان با تغيير جهت سريع خود بدنبال دانشجويان وارد محوطه ي كوي دانشگاه مي شوند در حالي كه به ضرب و شتم دانشجويان مي پردازند و دانشجويان به سرعت عقب نشيني كنند .

ولي ماموران بدنبال آنان وارد كوي مي شوند . گويي سال ها است كه در اين آرزو بسر مي برند . از 18 تير 1378 ، ‌حاصل اين ورود 18 زخمي است . 5 سر شكسته ، 3 دست شكسته و 2 پاي ورم كرده بر اثر اصابت باتوم ، باقي زخم هايي سطحي تر برداشته اند .

گارديان حداقل 15 متر وارد كوي مي شوند و تا محوطه ي ساختمان 20 هم مي آيند . در اين هجوم حداقل 3 نفر از دانشجويان را كه از ديگران عقب افتاده اند ( بعضي مي گويند 5 نفر )‌ در اين هجوم به عقب كشيده و از كوي خارج مي كنند و به آنها دستبند زده و ... .

دانشجويان زخمي براي مداوا به نمازخانه كوي منتقل مي شوند . در آن سوي ميدان نيز گويي عده اي زخمي شده اند ولي براي آنان آمبولانس آماده است .

هر لحظه بر تعداد معترضين دانشجو افزوده مي شود اكنون دانشجويان حداقل 1200 نفر هستند . دانشجويان عصباني و غافلگير شده در يك اقدام واكنشي نگهباني كوي را به آتش مي كشند . - البته دانشجويان اين عمل را از خود سلب كرده و آن را به گارد منتسب مي كنند . –

بعد از اين دانشجويان به پشت نرده هاي كوي رفته و آنجا پناه مي گيرند . گارد نيز در جاي خود مستقر مي شود . البته گارديان كه گويي از لذت ورود به كوي مدهوش هستند هر از چندي تمايل خود را براي ورود مجدد به كوي به نمايش مي گذارند ولي هر بار بيش از 1 تا 2 متر وارد ان نمي شوند و هر بار با عقب نشيني دانشجويان به جاي خود بازمي گردند .

هر كدام از دانشجويان در پي پيدا كردن هويت دستگير شدگان هم اتاقي هاي خود را مي جويد ولي هنوز هيچ اسمي به ما اعلام نشده است .

نبرد بي هدف و بي سرانجام

سنگ اندازي ها ادامه دارد ، اين بار دانشجويان سپري هرچند كوچك يافته اند : نرده هاي خوابگاه پسران دانشگاه تهران ( كوي پسران )‌ جايي كه سال هاست نقاط عطف جنبش دانشجويي را - تير 1378 خرداد 1382 خرداد 1384 و اينك بهمن 1386- براي خود در يادها دارد و عموما دانشگاه تهران با كوي خود شناخته مي شود .

اتفاقي مي افتد كه مسلما هيچ كس تاييدش نمي كند از بالاي ساختمان 20 كوكتل مولوتف به سمت خيابان امير آباد انداخته مي شود . هيچ كس مسبب اين كار را نديده است . – خبرگزاري هاي رسمي گزارش داده اند كه اين كوكتل مولوتف بر سر سرباز بي دفاع نيروي انتظامي فرود آمده است خدا كند كه از آن شايعه هاي هميشگي باشد . -

باقي شب تنها شاهد درگيري هاي پراكنده است . گارديها گاهي هو مي كشند . دانشجويان گاهي سنگ مي اندازند . افسري گاهي فحشي مي دهد و دانشجويان گاهي جوابي مي دهند .

عده اي هنوز بدنبال هم اتاقي هاي خود مي گردند . عده اي از درد ناله مي كنند . وسايل بهداشتي براي درمان مجروحين در دسترس نيست . سرما بيداد ميكند

زمستان است
هوا بس ناجوانمردانه سرد و سوزان است
اگر دست نيازي سوي كس يازي
به اكراه آورد دست از بغل بيرون

كه سرما سخت سوزان است

Bookmark and Share

بازداشت پنج نفر از اعضای یک خانواده و یک مدرس آیینی در سنندج

پنج نفر از اعضای یک خانواده در روستای "شاهین" از توابع شهر سنندج بازداشت شدند.
این پنج تن از اعضای خانواده "کیومرث و نادر محمدی" می باشند که در تابستان اخیر به اتهام واهی "ترور" اعدام شدند. آنها دیروز در روستای شاهین، از توابع شهر سنندج بازداشت شدند و اینک در مکان نامعلومی به سر می برند.
شایان ذکر است که اتهام کیومرث و نادر محمدی ترور "بیگلری" یکی از مزدوران رژیم در منطقه بود، اما آنها هیچگاه به جرم خود اعتراف نکرده و این اتهام نیز ثابت نشد. اما به دستور قاضی "طیاری"، در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم شدند.


بازداشت مدرس آیینی در سنندج

ماموستا "گنجی"، مدرس آیینی و امام جمعه مسجد "قبا" در شهر سنندج بازداشت شد.
گفته می شود بازداشت وی در رابطه با بحث هایی است که در خطبه های نماز جمعه ی هفته گذشته مطرح کرده است. این بحث ها با محوریت مسائل و حوادث اخیر در کردستان بودند.
گنجی در این خطبه ها با انتقاد نسبت به عملکرد و سیاست های حاکمیت در کردستان، گفت: "کردستان به فلسطین بحران زده و اشغال شده شبیه است." وی همچنین به قتل ابراهیم لطف اللهی دانشجوی سنندجی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات سنندج اشاره و این عمل را جنایت وصف کرد. گنجی همچنین رد طلاحیت اصلاح طلبان کرد، و تشکیل مرکز الغدیر را به شدت محکوم نمود.
گنجی در بخش دیگر سخنان خود به سالروز تشکیل "جمهوری مهاباد" در دوم بهمن اشاره و این روز را یک روز ملی برای کردها اعلام نمود و در مورد "قاضی محمد" و دیگر رهبران کرد سخنانی را ایراد نمود.
Bookmark and Share

توتالیتاریسم جمهوری اسلامی به مهدکودک های کردستان هم سرایت کرد

بنا به گزاش های رسیده، در طول یک ماه اخیر مدیر سه مهد کودک درشهرهای مختلف کردستان، به معاونت سیاسی- امنیتی استانداری کردستان فراخوانده شدند.
دلیل این فراخوانی آنچه آموزش زبان غیر ملی و تضعیف فرهنگ غیرملی خوانده شده است. همچنین تهدید به لغو پرونده فعالیت مواجه شده اند. این سه مهدکودک در اقدامی ابتکاری آموزش زبان متحد کردی را از آغاز سال جاری در دستور کار خود قرار داده بودند. این سه مهد کودک همچنین به قطع سهمیهه ی روزانه شیر از سوی نهادهای ذیربط نیز مواجه هستند. اکنون توتالیتاریسم جمهوری اسلامی مهدهای کودک در کردستان را هم فراگرفته است و بعید نیست در روزهای آینده حکم بازداشت کودکان زیر 6 سال نیز صادر شود.
Bookmark and Share

چهارشنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۸۶

نامه سفیر ایران در سوئد به سازمان گزارشگران بدون مرز در اعتراض به اهدا جایزه سالانه آزادی مطبوعات به عدنان حسن پو بزبان سوئدی‌

Till Gunnel Werner
Ordförande Reportrar utan Gränser
JMK – Journalisthögskolan
Box 27861
115 93 Stockholm

Bästa Fru Werner,

Jag har via Er hemsida samt via Sveriges Radios Internationella program ”Pejvak” fått information om att Er organisation beslutat att utdela Reportrar utan gänsers pressfrihetspris för 2007 till den kurdisk iranske journalisten Adnan Hassanpour, som i Iran dömts till döden, samtidigt som ni framför starka protester mot den Iranska Ambassaden i Stockholm. Priset delas ut den 20 februari, 2008 i utrikesdepartementets lokaler i Stockholm.

I en intervju med Sveriges Radios Internationella program den 21 januri 2008, angav ni följande motivering för priset ” I ett land där en repressiv regim hindrar journalister från att rapportera fritt vågade han skriva kritiskt. För det dömdes han till döden”. Detta uttalande gjordes samtidigt som Mr. Saleh Nikbakht, den anklagades advokat, en i Iran mycket välkänd sådan, vars uttalanden citerats av er organisation vid ett flertal tillfällen, direkt efter er intervju i samma sändning uttalade att Mr. Hassanpour arresterats på grunder som inte hade något med hans journalistiska gärningar att göra.


Mr. Saleh Nikbakht, den anklagades advokat har efter hans klients arrestering förra året i intervjuer med olika media bland dem BBC, som den 9 november 2007 publiserade advokatens uttalande på sin hemsida, sagt följande: Mr. Hassanpour har i ett skriftligt uttalande som omfattar 140 sidor, erkänt att han mottagit utrustning från en person i den Kurdiska delen av Irak. Utrustningen hade till uppgift att avbilda och överföra känsliga bilder och kartor från en Iransk militärbas i västra delen av Iran till en Iransk oppositions organisation i den Kurdiska delen av Irak.


I dokumentet erkände han också att han hade kontakt med en person inom den amerikanska utrikesförvaltningen samt att han hade begärt av denne utrikesrepresentant att ett kontor skulle upprättas i den Kurdiska delen av Irak för att underlätta kontakter för dem inom den Iranska oppositionen som önskade komma i kontakt med den amerikanska myndigheten då det för närvarande finns det ett sådant kontor i Dubai, men om det fanns ett i den Kurdiska delen av Irak skulle det underlätta för den Iranska oppositionen och vara mindre kostsamt att komma i kontakt med.

Vidare erkände Mr. Hassanpour i samma dokument att han hjälpt två personer som hade gripits i samband med ett sabotage i södra Iran, att fly till den Kurdiska delen av Irak.

Advokaten berättar att hans klient i muntliga samtal med honom återigen bekräftat sin skriftliga bekännelse även efter att den blivit uppmärksammad i media och det blivit sagt att han pressats till sin bekännelse.


Bästa Fru Werner,

I samma intervju pekar Mr. Nikbakht indirekt på att vissa protester och politiska påtryckningar mot honom för hans återgivande av sin klients erkännande och det faktum att hans anklagelser inte har med dennes journalistiska verksamhet att göra, samt angående de protester, politiska tryck och propaganda som uppkommit till försvar för hans klient, att i själva verket är dessa ett uttryck för icke demokratiska handlingar samt att t.o.m den Iranska avdelningen av organisationen Reportrar utan gränser hade korrigerat sig genom att medge att en advokat inte bör ta politisk hänsyn i ett mål utan enbart hålla sig till målets fakta samt representera klienten och ingen annan.

Bästa Fru Werner,

Med hänvisning till detta uttalande från Mr. Hassanpours advokat, så vill jag gärna fråga er, i egenskap av erfaren Svensk journalist, vilka delar av anklagelserna mot honom som ni anser berör hans journalistiska verksamhet?
Hur kan det komma sig att hans advokat säger att anklagelserna mot honom inte har något med hans journalistiska verksamhet att göra medan ni säger att han på grund av sin kritiska rapportering dömts till döden?
Även om han i sin egenskap av journalist skriver några kritiska artiklar i den lokala pressen rättfärdigar det då att han agerar mot nationella intressen och territoriell integritet? Var i världen är det tillåtet?

Genom att ge detta pris till Mr. Hassanpour i hans egenskap av journalist har ni förstört den verkliga bilden av journalistik för tusentals fria journalister i deras arbete världen över. Det största hotet mot demokrati och mänskliga rättigheter är att förmå människor att använda dubbla måttstockar för att uppnå vissa politiska mål.

Fru Werner,

Vidare skulla jag i detta brev till er vilja bemöta er beskriving av mitt land som ”ett land där en repressiv regim hindrar journalister från att rapportra fritt..”enligt följande: För er information kan jag nämna att radion som gjorde inervjun med er (Sveriges radio) sedan flera år tillbaka har två aktiva journalister placerade i Tehran. Dessa har under årens lopp lämnat hundratals kritiska rapporter om olika aktuella händelser i Iran. Det finns även ett flertal aktiva journalister som representerar olika Nyhetsbyråer och TV-bolag världen över som är aktiva i Iran och från Sverige har journalister besökt och fritt rapporterat från Iran under årtionden. Just nu finns det journaliser som väntar på visum för att åka till Iran och fortsätta den fria rapporteringen.

Slutligen hoppas jag att vi med er hjälp kan bana vägen genom ömsesidiga åtgärder så att vi i slutändan kommer att få se öppnandet av ett officiellt kontor med representanter för Iransk radio och TV här i Stockholm så att vi ytterligare kan få ett utbyte av nyheter till stånd och genom detta stärka de ömsesidiga vänskapliga relationerna mellan våra länder, speciellt inom den kulturella och massmediala sektorn.

Jag ser fram emot ert svar.

Hassan Ghashghavi
Ambassadör
Islamiska Republiken Irans
Ambassad
Bookmark and Share

شنبه، آبان ۱۹، ۱۳۸۶

جديدترين مطالب: من چهار بار فروخته شدم

من چهار بار فروخته شدم

بینظیر ۳۱ ساله میگوید وقتی که ۱۲ سال داشته است او را به ازدواج مردی ۲۴ ساله از شینوار در شرق افغانستان درآورده اند. بینظیر چهاربار توسط شوهرانش فروخته شده است، البته رسم فروش زنان به شکل صوری زشت شمرده شده و نفی میشود. او تجربه شگفت آورش را برای (IRIN) بازگو میکند ..


من بیش از نه سال با شوهر اولم زندگی کردم و از او چهار فرزند داشتم که او تصمیم گرفت مرا به مردی از قابلی ها (قبیله ای که در مرز پاکستان زندگی میکنند) بفروشد. شوهر جدیدم یک زمیندار بود که از طریق مزارعه اش امرار معاش میکرد. نمیدانم با چه قیمتی به او فروخته شده بودم. در آنزمان من به مدت طولانی مریض بودم و شوهرم همیشه از اینکه من زشت بوده و جذاب نیستم شکایت میکرد.
از آنجائیکه من نمیخواستم دختر دوساله ام را از خودم جدا کنم او دخترم را نیز به همراه من که دو ماهه نیز حامله بودم فروخت. ما به مردی فروخته شدیم به نام ضیاالله. شوهر سومم مردی بود عصبی و همیشه من و زنان دیگرش و حتی بچه هایش را کتک میزد. او از طریق فروش انسانها به کشورهای عربی امرار معاش میکرد.
چهار ماه پس از آنکه من به خانه ضیاالله آمدم دخترم گم شد. او را از من ربودند. به همین خاطر من تمام مدت گریه میکردم. یک روز شوهرم به من گفت که از دست ناله های دائمی و صورت کریه من خسته شده و میخواهد مرا به مرد دیگری بفروشد. اما من نمیخواستم آن خانه را ترک کنم، چرا که فکر میکردم روزی دختر کوچکم آن خانه را پیدا خواهد کرد و نزد من خواهد برگشت.

ضیاالله مرا به به مردی به نام حاج امان فروخت. او مرد متمولی از نواحی مومنددره بود که هم از زمینداری و هم از طریق وارد کردن مصالح ساختمانی از شهرهای مختلف پاکستان کسب درآمد میکرد. علت اینکه او مرا خرید این بود که میخواست فرزند پسر داشته باشد، چرا که وی از همسر اولش پسردار نشده بود. او با من مهربان بود. پس از مدتی من پسرم نورالله را زایدم. این موضوع مرا خیلی خوشحال کرد، همینطور حاج امان از داشتن فرزند پسر شاد بود. او بیشتر از این مسئله مسرور بود که من زنی هستم که برای او فرزند پسر می زاید.
نه ماه بعد من دختری زایدم که پانزده روز بیشتر زنده نماند. ترسیده بودم، از خدا میخواستم که به من یک پسر اهدا کند تا حاج امین را خشنود سازم.

اما بار دیگر من صاحب دختری شدم و حاج امین او را بس بی بی ( به معنی دختر دیگر بس) نامگذاری کرد. نمیدانم که بر حاجی امان چه گذشت که بعد از اینکه سومین دختر را هم زاییدم، فوق العاده عصبانی شد و فکر کرد من عیبی دارم به همین خاطر با دختر جوانی ازدواج کرد و چهارصدهزار روپیه پاکستان ( تقریباً ٦٥٠٠ دلار) مهریه پرداخت. حاج امین میگفت اگرلازم باشد چهل بار ازدواج خواهد کرد تا صاحب پسر شود.
خدا سه دختر دیگر به من داد و حالا شش دختر از حاج امین داشتم. حاج امین زن اولش را خیلی دوست داشت، ولی آن زن با من رفتار خوبی نداشت و مرا باعث و بانی همه مسائل میدانست.
حاج امین مرد خوبی بود و نمیخواست مرا بفروشد. او معتقد بود فروختن زن توسط شوهر عملی شرم آور است، اما همسر اولش میخواست که من از آن خانه بروم. حاج امین مرا طلاق داد و به همراه دو دختر آخری ام به ملایی تحویل داد تا مرا به همسر اولم در شینوار تحویل دهد. آن ملا آدم ریاکار و سالوسی بود. او مرا به دلالی که زنان را خرید و فروش میکرد فروخت. آن دلال مرا چند هفته ای با چهار زن دیگر نگه داشت. یک شب او ما را به دهی برد. درآنجا مردان زیادی در باغی جمع شده بودند. ما همگی برقع برسر داشتیم و به ما گفته شده بود که نباید صدایی از ما شنیده شود.

در آخر از عجایب روزگار شوهر اولم بدون اینکه خبر داشته باشد، من و دخترهایم را خرید. بعد از اینکه او مرا به خانه اش برد و چهره مرا دید تعجب کرد. او گفت که شصت هزار افغان (نزدیک ١٢٠٠ دلار) برای من پرداخت کرده تا مرا که سالهای پیش خیلی ارزانتر فروخته بوده است، دوباره بخرد.

من در مجموع یازده بار بچه بدنیا آورده ام اما هنوز دلتگ آن دخترم هستم که در خانه ضیاالله از من دزدیده شد.
اسامی قید شده در این گزارش همه مستعار هستند.
منبع گزارش: http://www.irinnews.org/Report.aspx?ReportId=73954
مترجم: منیره کاظمی

Bookmark and Share

چهارشنبه، آبان ۱۶، ۱۳۸۶

BBCPersian.com

فلاحیان و محسن رضائی تحت تعقیب بین المللی

محسن رضائی و علی فلاحيان
محسن رضائی و علی فلاحيان در زمان انفجار در آرژانتين فرمانده سپاه پاسداران و وزير اطلاعات ايران بودند
مجمع عمومی پلیس بین الملل (اینترپل) با اکثریت آرا با صدور حکم جلب بین المللی برای سه مقام و دو دیپلمات سابق ایران موافقت کرد.

بنابر تصمیم مجمع، برای علی فلاحیان، وزیر پیشین اطلاعات، محسن رضائی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران، احمد وحیدی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران، محسن ربانی، رایزن فرهنگی پیشین سفارت ایران در آرژانتین و احمدرضا اصغری، دبیر سوم اين سفارتخانه اخطاریه سرخ صادر می شود که پلیس هر یک از 186 کشور عضو اینترپل می تواند بر اساس آن، دست به بازداشت این افراد و تحویل آنها به آرژانتین بزند که درخواست بازداشت آنان را کرده است.

از 146 دولت عضو اینترپل که در مجمع عمومی شرکت داشتند، 78 دولت علیه ایران، چهارده دولت به نفع ایران و 26 دولت رأی ممتنع دادند.

تصميم به صدور این اخطاریه ها پانزدهم مارس (24 اسفند) گذشته در هیئت مدیره پلیس بین الملل گرفته شد اما با اعتراض ایران، تصمیم گیری نهائی به مجمع عمومی سالیانه اینترپل موکول شد که در حال حاضر در کشور مراکش برقرار است.

علاوه بر پنج ایرانی، برای عماد مغنیه که شهروند لبنان و به اتهام شرکت در چندین مورد عملیات بمبگذاری تحت تعقیب و مجهول المکان است، در ارتباط با همین پرونده اخطاریه سرخ صادر شده است.

تصميم پلیس بین الملل بر اساس حکم جلبی اتخاد شده که دادگاه فدرال آرژانتین برای اين مقامات و دیپلماتهای پیشین ایرانی صادر و آنان را متهم کرده که بمبگذاری در ساختمان انجمن همياری آرژانتين و اسرائيل در بوئنوس آيرس را طراحی و از طريق اعضای گروه شيعی حزب الله لبنان به انجام رسانده اند.

طی اين بمبگذاری که هيجدهم ‬ژوئیه ‪ ۲۷) ۱۹۹۴‬تیر 1373) رخ داد 85 نفر جان باختند و بيش از دويست نفر مجروح شدند.

پرونده بمبگذاری در ساختمان هفت طبقه انجمن همياری اسرائيل و آرژانتين (آميا) يک بار به صدور حکم جلب برای مقامات ايرانی انجاميد اما پس از آنکه قاضی رسيدگی کننده به پرونده به تخلفات متعددی متهم شد و ترديدهايی در مورد صحت مدارک مطرح گرديد، پرونده بسته شد.

اين پرونده پس از مدتی بار ديگر گشوده شد و به جايی رسيد که دادستان کل آرژانتين حتی اکبر هاشمی رفسنجانی و علی اکبر ولايتی را نيز که هنگام وقوع حادثه، رئيس جمهور و وزير امورخارجه ايران بودند در طرحريزی بمبگذاری در بوئنوس آيرس دخيل دانست و برايشان حکم جلب صادر کرد.

اما پليس بين الملل با صدور اخطاريه برای آقای هاشمی رفسنجانی و آقای ولايتی و همچنين هادی سليمانپور که در زمان حادثه سفير ايران در آرژانتين بود موافقت نکرده است.

Bookmark and Share

دوشنبه، آبان ۰۷، ۱۳۸۶

ماکوان مولودزاده حکم اعدام / اعدام قریب الوقوع است

ماکوان مولودزاده متهم به تجاوز به کودک یک ایرانی کرد است که در خطر اعدام قریب الوقوع می باشد. بنا به خبر رسیده متهم به لواط برای تجاوز به پسری 13 ساله میباشد.
مکوان ملوکی در زمان ارتکاب به جرم 13 ساله بوده است. حکم اعدام وی برای اجرا ابلاغ شده است و قرار است که در نزدیک خانه اش در ملا عام اعدام شود.

بیا به گزارش دریافتی وی در اول اکتبر سال 2006 در پاوه در استان غربی کرمانشاه دستگیر شده است. او در زندان پاوه بوده و سپس به زندان مرکزی کرمانشاه منتقل شده است. به دنبال بازجویی در پاوه، وی مورد آزار قرار گرفته و توسط شعبه یک دادگاه جنایی کرمانشاه در 7 جون 2007 محاکمه شده و محکوم به اعدام شده است. شواهد و 2 نفر که بر علیه وی شکایت کرده اند از شکایت خود صرف نظر کرده اند. طبق قوانین ایران ، کودکان (پسران تا 14 سال و 7 ماه ) برای جرم لواط به شلاق خوردن محکوم می شوند. ( قانون همجنسگرایی).

اما، قاضی با استفاده از "علم القاضی" حکم به انجام جرم و محکومیت اعدام داده است. ماکوان مولودزاده 5 ماه جولای تقاضای فرجام نموده و دادگاه عالی در اول آگوست این فرجام را رد کرده است. شاهدین بسیاری شهادت خود را پس گرفته اند و بطور رسمی و از طریق اداره ثبت از شکایت خود گذشته اند.

در جریان دادگاه ، ماکوان مولودزاده ادعای بیگناهی کرده است اما قبلا تحت شکنجه در زمان بازجویی به داشتن رابطه جنسی با پسری در سال 1999 اعتراف کرده است. وی گزارش داده که برای اعتراض به بدرفتاری نسبت به وی در زندان مدت 10 روز است که اعتصاب غذا کرده. بدنبال دادگاه و محکومیت در حدود 7 اکتبر2006 ماکوان مولودزاده را سوار بر الاغ با سر تراشیده در شهر پاوه گردانده اند و مردم در خبابان وی را مورد تحقیر قرار داده و چیزهایی بسویش پرتاب کرده اند.

بند 1210 (1) قانون مدنی در ایران 15 سال قمری را برای پسر و 9 سال قمری را برای دختر بعنوان سنی قبول مسیولیت جنایی تعیین کرده است. مکوان مولودزاده در 31 مارس 1986 به دنیا آمده و در سن 13 سالگی که بر اساس قانون در ایران صغیر محسوب میشود مرتکب جرمی مورداتهام شده است. بنا بر بند 49 قانون کیفری در ایران " کودکان اگر مرتکب جرمی شوند از مسیولیت جنایی مبرا هستند. اصلاح آنان وظیفه والدین آنها و اگر دادگاه تصمیم بگیرد وظیفه مرکز اصلاح کودکان است"

از این گذشته قاضی در این مورد از قانون مرسوم "علم قاضی" برای باطل کردن بند 113 قانون کیفری در ایران که میگوید: " اگر کودکی با کودک دیگر لواط انجام دهد، هر کدام تا 74 ضربه شلاق محکوم میشوند واگر یکی از آنها مجبور شده باشد مجازات نمیشود" استفاده کرده است.

اطلاعات قبلی

قوانین بین المللی حکم اعدام را برای افراد زیر 18 سال که جرمی مرتکب شده باشند منع میکند. کمیته حقوق کودکان از اینکه مسیولیت جنایی کودکان توسط قاضی هایی که از ضوابط اختیاری و فردی برای تعیین مسیولیت جنایی از قبیل زمان بلوغ یا قدرت درک کودک استفاده میکنند ابراز نگرانی کرده است. ایران بعنوان یکی از امضا کنندگان پیمان بین المللی حقوق سیاسی و اجتماعی و همچنین میثاق بین المللی حقوق کودک، متعهد است که از اعدام کودکان مجرم خود داری کند. اگر چه از سال 1990 ایران حداقل 24 کودک را اعدام کرده است و همچنین در 17 اکتبر 2007 دو کودک دیگر در ایرا ن اعدام شده اند. حداقل 74 کودک مجرم محکوم به اعدام در خطر اعدام شدن هستند. حداقل 15 کودک افغانی مجرم در انتظار اجرای حکم اعدامشان هستند. برای اطلاعات بیشتر در مورد نگرانی سازمان عفو بین الملل در مورد اعدام کودکان در ایران لطفا به مطلب : ایران آخرین اعدام کننده کودکان نگاشته شده در جون 2007 در آدرس زیر مراجعه کنید.
http://web.amnesty.org/library/index/engmde130592007

اقدام پیشنهادی: لطفا اعتراض خود به زبانهای فارسی و عربی و انگلیسی و یا بزبان خود هر چه زود تر برای سازمان عفو بین الملل بفرستید.

1-خطاب به رییس دارگستری برای تجدید نظر دادگاه عالی در مورد حکم مکوان مولودزاده که در زمان ارتکاب جرمی که به آن متهم است بنا بر قانون کیفری ایران کودک بوده است.
2- نگرانی خود را از اینکه مکوان مولودزاده در شرایط منصفانه محاکمه نشده است و قاضی براساس معیارهای شخصی و اختیاری که خلاف میثاق حقوق کودک است رای صادر کرده است ابراز نمایید

3- ابراز نگرانی کنید از اینکه مکوان مولودزاده در خطر اعدام شدن برای جرمی که در زیر 18 سالگی مرتکب شده و تقاضای لغو فوری حکم اعدام وی را از مسیولین بنمایید.
4- به مسیولین متذکر شوید که ایران امضا کننده پیمان بین المللی حقوق سیاسی و اجتماعی و میثاق جهانی حقوق کودک است که حکم اعدام برای کودکان زیر 18 سال را منع کرده است.مکوان مولودزاده در زمان ارتکاب جرم زیر 18 سال بوده است و اعدام وی زیر پا نهادن تعهد ایران است که متعهد شده است کودکان زیر 18 سال را اعدام نکند.
5- مسیولین را تشویق کنید که حکم اعدام را برای کودکان زیر 18 سال که قوانین ایران همگام با قوانین بین المللی که ایران ملزم به اجرای آن است بنماید.
6 – تاکید کنید که سازمان عفو بین الملل حق و مسیولیت دولتها را برای اجرای عدالت در مورد

مجرمین جنایی میپذیرد اما بدون قید و شرط با حکم اعدام مخالف است.

اعتراضات خود را به ادرس های زیر بفرستید...


APPEALS TO:
Leader of the Islamic Republic
His Excellency Ayatollah Sayed ‘Ali Khamenei
The Office of the Supreme Leader
Islamic Republic Street - Shahid Keshvar Doust Street
Tehran, Islamic Republic of Iran
Email: info@leader.ir
Salutation: Your Excellency

Head of the Judiciary
Ayatollah Mahmoud Hashemi Shahroudi
Ministry of Justice, Ministry of Justice Building, Panzdah-Khordad Square,
Tehran, Islamic Republic of Iran
Email: info@dadgostary-tehran.ir (In the subject line write: FAO Ayatollah Shahroudi)
Salutation: Your Excellency
COPIES TO:
Speaker of Parliament
His Excellency Gholamali Haddad Adel
Majles-e Shoura-ye Eslami
Baharestan Square, Tehran, Islamic Republic of Iran
Email: hadadadel@majlis.ir
Salutation: Your Excellency

Director, Kermanshah Central Prison
Kermanshah Central Prison
Street Number 101, Deisel Abad, Kermanshah, Iran
Email: markazi@kermanshaprisons.ir
ahead@kermanshaprisons.ir
Fax: +98 831 826 2049 (difficult to get through, please try three times)
Salutation: Dear Sir

و نمایندگیهای سیاسی دولت ایران در کشورهای محل اقامت خود. لطفا اعتراضات خود را هر چه زودتر بفرستید.

Bookmark and Share

یک فعال کارگری در سنندج ترور شد

خورهه لات نیوز: سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان از ترور یک فعال کارگری در شهرستان سنندج خبر داد.

به گزارش این سازمان صبح روز پنجشنبه برابر با 26 مهر ماه "مجید حمیدی" عضو کمیته ی هماهنگی و فعال کارگری سنندجی،توسط 3 نفر که سوار بر یک موتور سیکلت بودند-در محل سکونت خود واقع در تپه ی کرباسی سنندج - ترورشد.

ضاربان ناشناس 3 نفر بودندو نقاب بر سر داشته اند و گفته می شود هر سه نفر به سلاح گرم مجهز بوده اند.

در این اقدام تروریستی، 8 گلوله به "مجید حمیدی" اصابت کرد و نامبرده که شدیدا زخمی است، سریعا به بیمارستانی در تهران منتقل شده است.

خانواده و دوستان "مجید حمیدی" وضعیت وی را وخیم گزارش کرده اند.

گفته می شود "مجید حمیدی" دراعتراضات اخیر کارگران سنندجی،نقش فعالی داشته است و فعالان کارگری ترور وی را به فعالیتهای مسالمت آمیز وی نسبت می دهند.

Bookmark and Share

اسد: تشکیل دولت مستقل کردستان...

خورهه لات نیوز: بشار اسد تشکیل دولت مستقل کردستان در شمال عراق را به مثابه یک بمب آماده انفجار توصیف کرد که منجر به انهدام کل خاورمیانه خواهد شد.

رئیس جمهوری سوریه در یک کنفرانس مطبوعاتی در ترکیه اظهار امیدواری کرد که مسئله تاسیس دولت کردستان مستقل توهمی بیش نباشد.وی همزمان هشدار داده اوضاع کنونی در منطقه متحول شده و این زنگ خطری آشکار است.

اسد همچنین در این کنفرانس حزب کارگران کردستان را یک سازمان تروریستی نام برد و از دولت ترکیه خواست سیاستهای خود را در قبال عراق شفافتر سازد و سوریه را در این باره در جریان بگذارد.

گفتنی است بشار اسد که طی یک دیدار رسمی به ترکیه سفر کرده بود حمایت خود را از دولت ترکیه برای یورش نظامی به اقلیم کردستان به بهانه مقابله با نیروهای PKK اعلام كرده بود.

محمود عثمان یکی از نمایندگان کرد پارلمان عراق موضعگیریهای اسد را در مورد حمایت از اقدامات نظامی ترکیه را سیاسیی شووینیستی خواند.

Bookmark and Share

چهارشنبه، مهر ۱۸، ۱۳۸۶

اروپا با حکم اعدام مبارزه می کند


زندان
برای عضویت در اتحادیه اروپا کشورها باید حکم اعدام را لغو کنند

اروپا به رغم مخالفت های لهستان برای اولین بار روز جهانی مبارزه با حکم اعدام را برگزار کرده است و از همه جهانیان خواسته این نوع مجازات را متوقف کنند.
اعدام در 27 کشور عضو اتحادیه اروپا ممنوع است اما رییس جمهور لهستان سال گذشته از این اتحادیه خواست تا این نوع مجازات را بار دیگر مجاز کند. لهستان تلاش داشته است از برگزاری این روز در اروپا جلوگیری کند و استدلال کرده است که به جای مبارزه با حکم اعدام، اروپا باید با سقط جنین و قتل از روی ترحم مبارزه کند. یکی از سخنگویان وزارت خارجه لهستان روز چهارشنبه (10 اکتبر)، گفت که کشورش دلیل شرکت اتحادیه اروپا در روز جهانی مبارزه با حکم اعدام را درک نمی کند چون این نوع مجازات فقط در بلاروس اجرا می شود.
گزارشگر بی بی سی می گوید دولت محافظه کار لهستان نشان داده که با اتحادیه اروپا در خیلی موارد از حقوق همجنس گرایان گرفته تا حفاظت از محیط زیست سر مخالفت دارد.

پس از وتوی لهستان و قدرت گرفتن احتمال حذف برنامه های روز جهانی مبارزه با حکم اعدام در اروپا، شورای اروپا، هیئی مدافع حقوق بشر، سازماندهی برنامه های امروز را بر عهده گرفت.

شورای اروپا 47 عضو دارد که تصویب پیشنهادات ارجاع شده به آن به اکثریت آرا و نه تائید همه اعضا نیاز دارد. دبیرکل شورای اروپا گفته است که صدور و اجرای حکم اعدام از ادامه فعالیت تبهکاران جلوگیری نمی کند. وی گفت: "ما می دانیم که بسیاری در اروپا موافق حکم اعدام هستند به ویژه وقتی جنایتی وحشتناک رخ می دهد یا برخی اوقات وقتی زمان انتخابات نزدیک می شود شماری بار دیگر از حکم اعدام طرفداری می کنند. ما باید به مردم یادآوری کنیم که چرا این نوع مجازات اشتباه است و چرا در اروپا لغو شده است و چرا باید لغو بماند."

اتحادیه اروپا می گوید که در سال 2006 بیش از 3800 نفر در 55 کشور جهان به مرگ محکوم شدند. بیانکا جگر، بازیگر و از افراد سرشناس عالم هنر که سفیر حسن نیت شورای اروپاست، گفت موضع اروپا در زمینه حکم اعدام تاثیرگذار است. در کل اتحادیه اروپا سقط جنین فقط در لهستان، ایرلند و مالتا غیرقانونی است.

Bookmark and Share